الشيخ أبو الفتوح الرازي
370
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
خوردند الَّا اندكى كه خداى تعالى استثنا كرد از او ( 1 ) : * ( إِلَّا قَلِيلًا مِنْهُمْ . ) * و نصب او بر استثناست . و عبد اللَّه مسعود به رفع خواند : الَّا قليل منهم ، چنان كه شاعر گفت : و كلّ أخ مفارقه أخوه لعمر أبيك الَّا الفرقدان در آن اندك خلاف كردند كه از آن آب نخوردند . سدّى گفت : چهار هزار بودند ، و جمله مفسّران گفتند : سيصد و سيزده مرد بودند . و دليل صحّت اين قول ، حديث براء بن عازب است كه گفت : رسول - صلَّى اللَّه عليه و آله - گفت ما را روز بدر : انتم اليوم على عدد اصحاب طالوت حين عبروا النهر و ما جاز معه الا مؤمن ، شما امروز بر عدد اصحابان طالوتى ( 2 ) كه به جوى عبر كردند و هيچ كس با او عبر نكرد الَّا مؤمنى ، و ما آن روز سيصد و سيزده [ 335 - پ ] مرد بوديم . اى عجب اين عدد معيّن در اصحاب طالوت عجب نيست ، و در لشكر پيغامبر روز بدر بديع نيست ، در اصحابان صاحب الزّمان - عليه السّلام - چه اعجوبت آمد و استبداع و استنكار ، اگر نه محض عناد است . با يكديگر گفتند : اين محال باشد ما را گفتن كه بر كنار آب ايستاده آب مخورى ( 3 ) ، بيايى ( 4 ) تا آب تمام باز خوريم و برگيريم ، كه ( 5 ) از اين جا بگذريم دگر آب نباشد : تمتّع من شميم عرار نجد فما بعد العشيّة من عرار تا فردا ( 6 ) اين ابلهان كه آب نخورده باشند به ( 7 ) تشنگى بميرند ، ما را مسكت ( 8 ) و قوّت باشد . اين بگفتند ، و آب بسيار باز خوردند ، و چهار پايان را سيراب كردند ، و آن سيصد و سيزده مرد بهرى نخوردند ( 9 ) و بهرى كفى آب بيش نخوردند . آنان كه آب تمام خورده بودند ، تشنگى برايشان غالب شد و لبهايشان سياه شد . چندان كه آب خوردند سير نشدند ، و بر كنار آن جوى بماندند ضعيف و بى قوّت ، و
--> ( 1 ) . آج ، لب ، فق : از ايشان . ( 2 ) . مج : طالوئيد . ( 3 ) . مج ، وز ، مب ، مر : مخوريد . ( 4 ) . دب ، آج ، فق ، مر : بيا ، مب : بياييد . ( 5 ) . مب : گر ، فق : چو . ( 6 ) . دب ، مب ، مر كه . ( 7 ) . مب : از . ( 8 ) . همهء نسخه بدلها : مكنت . ( 9 ) . لب ، فق : بخوردند ، مب ، مر : خوردند .